خرید بک لینک

نمیدونم چه فکری کردی (کردین) ک نتیجه ش اذیت کردن من بود.

روحم خسته شد.

گوربابات

برچسب: نویسنده: حمید صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 1:20

هu200d چار چشم

ینی میشه یه باری، وقتی تو کتابفروشیم ببینمت؟

هوم؟ کدوم کتابفروشی هارو سر میزنی؟ افق؟ چتر؟ ترنجستان؟

هنوزم خیابون انقلابو دوست داری؟

من هرروز تا میدون انقلاب میرمو برمیگردم چااره ولی عصر تا شاید تورو ببینم.

هرروز ساعت ۶ به بعد

اصن اینجایی؟

اون مصرع شعرو روی شیشه های کافه شهر تو نوشتی؟

منو یادت هست اصن؟

نمیدونم.

کاشخوب بودم

من کمم

برچسب: نویسنده: حمید صالح‌پور تاريخ: شنبه 4 خرداد 1398 ساعت: 16:33

من هنوز یادت میوفتم.دیگه دوستت ندارم.خیلی اذیتم کردی.زجر کشیدم.دست تقدیر دوباره منو تورور روبرو هم قرار بده فقط، من قدرتمند تر از تو باشم، خیلی خیلی و درحالی ک خودم غرق شادیم، تورو توی زجر و درد ببینمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صالح‌پور تاريخ: شنبه 4 خرداد 1398 ساعت: 16:33

من یکی مثه اونو میخام.

که عاشق شدن بلد باشه.

ولی من بلد نیستم. بلدما، میترسم.

من اینقد دوست دارم تورو رفتی ولی. نموندی

برچسب: نویسنده: حمید صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 8 اسفند 1397 ساعت: 19:59

دلم تورو میخاد.

خوشتیپ. اقا.

باهوش.

دانا.

دلم برات تنگ شده.

میدونی من از دستت دادم. حیف شدی.

کاش میدونستم خست نسبت بمن چیه.

میگی اون دختر دهاتیه یا میگی اون دختره نجیب؟

اصن منو یادت هست؟

نه.. تو همونروز فراموشم کردی..

برچسب: نویسنده: حمید صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 8 اسفند 1397 ساعت: 19:59

شاید اگه تو پیش من میموندی خیلی اتفاقای خوب زودتر میوفتاد.

و شاید اگه من گوشی داشتم واسه شنیدن، افسردگیم انقدر طول نمیکشید.

و شاید اگه افسرده نبودم تو نمیرفتی.

در نهایت، من دوستت دارم.

نمیدونم الان بعد از یه سالی که گذشته اصلا منو یادت هست یا نه ، و نمیدونم این چیزی ک یاد من هست ازتو، حقیقیه یا نه، ولی دوستت دارم.

برچسب: نویسنده: حمید صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 8 اسفند 1397 ساعت: 19:59

من یه روزی عاشق بودم.

قلبمو دادم. تمام و کمال. بچه بودم. قلبمو گرفت. باهاش مهربون بود. یهو رفت. رفت و همه ی اعتماد و دلخوشیه منو با خودش برد.

و من بعد از اون فقط یه بار عاشق شدم. اونم عاشق تو، هu200d چارچشم.

ولی اونقدر از رابطه ی قبلیو مشکلات روحی و جسمی له شده بودم که ما ادامه پیدا نکردیم.

و من به تو حق میدم بابت نموندنت. مگه یه ادم سرد افسرده ی ساکت، چه جذابیتی داره ک بخای بخاطرش باهاش بمونی؟

این رفتنت، منو بد داغون کرد میدونی؟ ولی حق داشتی و کاری نمیتونم بکنم.

برچسب: نویسنده: حمید صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 8 اسفند 1397 ساعت: 19:59

خوشحال باش، خچشخالیه تو باعث ارامش من میشه. وقتی سرت گرم خوشحالیات باشه وقت نداری دیگه منو اذیت کنی.تو و اون زنت، که هررررجوری ک دلتون خاست منو اذیت کردین اونم وقتی ک من از همه جهت تحت فشار بودم، فشارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 8 اسفند 1397 ساعت: 19:59

صفحه بندی